دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

يادداشت

آماج ما

۷ - مرداد - ۱۳۹۰

مقصد؛ ناپدید است و راه؛ ناشناخته و گذرگاه؛ پرمخاطره و ناپیموده، اما جهت به سوی اختری تابناک است و سرزمین؛ مقدس و ورجاوند.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

میراث ما

۳۱ - تیر - ۱۳۹۰

تمام آنچه که در پنج هزار سال گذشته در سراسر پهنه‌ی سترگِ ایران‌زمین نوشته و اندیشیده شده، میراث ماست و بر ماست‌ تا بر این دریای توفانی و سهمگین چیره شویم و هر یک به قدر توان خویش آشنایی با آن و در آن را دریابیم. هر آنچه که در تمدن‌ها‌ی دیگر اندیشیده و بازنموده شده باشد، اگر به درستی فهمیده و جذب و نقادانه و خودمدارانه بازسازی شود،‌ از آنِ ماست.

پس ماییم دولتمندترین و توانگرترینِ وارثانِ سپهر فرهنگ؛ چراکه تمام گذشته‌ی یکی از کهن‌ترین تمدن‌های گیتی را، با تمام آینده‌ی سایر تمدن‌ها در اختیار داریم و آهنگِ آن داریم تا با جادوی سخن، از این دو سرچشمه، گوهرِ اکنون را بیافرینیم‌.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

قبیله‌ی ما

۲۵ - تیر - ۱۳۹۰

روزگارِ امروزِ ما، عصر جویندگان نام و ننگی است که راه‌های شاهانه و میان‌برها و شعبده‌بازی‌ها را می‌پسندند و از غرقه‌شدن در دریای ناشناخته‌ی فرهنگمان و سیراب‌شدنِ دشوار از این چشمه‌ی پنهان در ظلمات، می‌پرهیزند؛ ما از آن قبیله نیستیم.
ما باور نداریم که در این مسیرِ ناشناخته و نپیموده،‌ چیزی به سادگی به دست آید. ما خواندن و باز‌خواندن و بیش‌تر خواندن را، دانستن و باز‌دانستن و بیش‌تر دانستن را، ضرورتِ فهم می‌دانیم و نقدِ مداوم خویش و دیگران را اکسیر دستیابی به معنایی ارزشمند و سنجیده می‌دانیم‌.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

روش ما

۲۲ - تیر - ۱۳۹۰

ما امیدواران،‌ ما گستاخان، ما رها‌کنندگانِ شاهراه‌ها و ما ماجراجویانِ کوره‌راه‌های مه‌گرفته‌ی فراموش‌شده‌ایم. خیال‌های سرکش‌ِ ما، مرز معناها و آشتی‌دادنِ میانه‌ی غریبه‌ترین مقیمان اقلیم سخن، روش ماست.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

 

آخرین داو

۲۱ - تیر - ۱۳۹۰

بازآفرینیِ آنچه که سزاوار است در گروِ جسارتِ جهیدن به اندرونِ ناشناخته‌هاست. این بار نیز آنان که در مرزهای ابهام و قلمروهای ناپیموده خطر می‌کنند، گوهرهای ارزشمند و هدایای ماندگار را برای یارانشان به ارمغان خواهند آورد‌. از این روست که ما وارثانِ این زبان و این سرزمین و این فرهنگ در داو‌بستن بر سرِ آنچه که هستیم تردید نخواهیم کرد تا شاید آنچه که باید، بشویم.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

ما امیدواران

۲۰ - تیر - ۱۳۹۰

امیدواریم که به زودیِ زود، بار دیگر این تمدنِ دیرپا، آنچه را که باید و شاید، بازآفریند.

امیدواریم؛ از آن رو که می‌بینیم ایران‌زمین از نسلی پرشمار، جوان و باسواد انباشته شده است.

امیدواریم؛ چون قدرتِ منش‌ها و معناهای بالیده در این تمدن را دیده‌ایم و جذابیت و توانایی‌ِ رخنه‌کردنش در دل و چشم و خِردِ مردمانی حتی بیگانه با زبان فارسی را نیک دیده‌ایم.

امیدواریم؛ چون چیرگیِ تدریجیِ همین نسل جوان و جویای معنا بر رسانه‌های نوظهوری مانند صنعت چاپ و اینترنت را می‌بینیم.

امیدواریم؛ چون ماییم آن نسلِ پرشمارِ جوانِ پارسی‌گوی پارسی‌دان که وارث گنجینه‌ی شگرف ادب و فرهنگ ایرانی‌ است.

ما امیدواریم؛ چون آینده از آنِ ما،‌ از آنِ امیدواران است.

(برداشت از جستار ادبیات علمی- تخیلی‌- اساطیری: بایدها و نبایدها)

 

اوج

۲۳ - خرداد - ۱۳۹۰

اوج در تاريخ، عبارت است از لحظه‌هايي كمياب كه ضرورت اخلاقي و ضرورت فلسفي با هم در آن تلاقي مي‌كند. درست شبيه به جايي كه امروز بر آن ايستاده‌ايم.